الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ



راز سعادت مندي
در آخر نماز به چه کسی سلام ميدهی؟

سلام كلمه‌ایست زیبا كه هم  بر كام شیرین می‌آید و هم با معنای خوشش،‌ رابطه‌ی میان گویند و شنونده‌اش را گرم می‌كند.

سلام به معنی سلامتی و امنیت است و وقتی بر كسی سلام می‌دهی، به او می‌گویی كه تو از سوی من در امانی و خیالت تخت كه تا با منی خاطرت آسوده خواهد بود. و خلاصه آنكه سلامت یعنی سرت سلامت!

سلام را معمولا وقتی می‌گویی كه با كسی چهره به چهره شوی، آنگاه است كه حضورت را با طنین سلام، سبز می‌كنی و نیز خاطر او را.

به نماز فكر كرده‌ای؟ در آن پایان نماز حواست هست كه با چه كسانی مواجه می‌شوی و بر آنان گلِ سلام هدیه می‌كنی؟

... وقتی كه نماز را به انتها می‌رسانی شهادتین را كه گفتی بعد از صلوات بر پیامبر و خاندانش شروع به دادن سلام می‌كنی. سلام اول، یعنی همان جمله "السلام علیك ایها النبى..." كاملا مشخص است كه خطاب به پیامبر گرامى ‌اسلام مى‌باشد. هم‌چنان كه قرآن به آن سفارش كرده است (احزاب، 56).

اما سلامهای بعدی چه؟

جمله‌ی "السلام علینا و علی عباد الله الصالحین"  خطاب به خودمان و بندگان نیكوكار خدا (به ویژه در نماز جماعت) است. مسلمانان، در هر نمازى پیوند دوستى با همه‌ی بندگان نیكوكار خدا را به خود تلقین مى‌كنند و درود صلح را بر بندگان نیكوكار مى‌فرستند.

و جمله "السلام علیكم و رحمة‌الله و بركاته"  بنابر قولی، خطاب به انبیا، ملائكه و امامان معصوم مى‌باشد.(1)  و بنابر قولی دیگر، خطاب به جمیع مؤمنان؛ یعنى سلام و رحمت و بركات خداوند برشما مؤمنان.(2)

در پایان ملاقتت با خدا؛ وقتی كه از عرش برمی‌گردی، اولین كسی كه با او مواجه می‌شوی رسول خداست.

حال خودت را تصور كن كه در مقابل پیامبر خدا نشسته‌ای؛ كه این تصور نیست، بلكه واقعیت است؛ حالا خودت بگو كه چگونه به او سلام می‌كنی؟

_______________________________

1- شرح لمعه، ج1، ص82; شهید بهشتى، سرود یكتاپرستى، ص29.

2-میرزا جواد تبریزى، صراط النجاة، ج3، ص317; امام خمینى، توضیح المسائل، ص153، ط9.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٦ - اذان

غفلت

در مثل گویم که یک مرد کریم               زندگی می کرد در عهد قدیم

در محیطی بس بزرگ و با صفا              با دلی آکنده از مهر و وفا

پر ز شیرینی دکانی داشت او               در کنارش بوستانی داشت او

بود کاخی در میان بوستان                   حاضر از بهر حضور دوستان

نهرها در باغ جاری گشته بود                بلبلان بر شاخه ها بنشسته بود

بهر آن دکان و باغ و آن نعیم                   داشت فکری پخته آن مرد کریم

گفت با خود گر بیابم یک جوان               گیرم از او در صداقت امتحان

چون که شد پیروز او در امتحان             واگذارم هر چه باشد بر جوان

گردد این کاخ بزرگم خانه اش                آن دکان و جنسها سرمایه اش

بود تا روزی جوانی با شتاب                  گشت وارد بر دکان آن جناب

گفت هستم در پی شغلی روان            هست کاری بهر من در این مکان؟

 چون کریم آن عرض حاجت را شنید       مصلحت در رد گفتارش ندید

یک طبق انواع شیرینی در آن                با ادب بنهاد در پیش جوان

گفت آری ، لیک کار من کنون                 از فروش این طَبَق نبوَد فزون

چون فروش این طبق پایان بری             وا گذارم بر تو کار دیگری

تا جوان بگرفت بر سر آن طبق               گوییا برده است از وی آن سَبَق

حب دنیا در دل او ریشه کرد                  همچو شیطان بر خطا اندیشه کرد

گفت شد چون کار ما از این قرار             به که بردارم طبق را الفرار

شاد بود از آنچه آورده بدست                 غافل از آنکه چه ها رفته ز دست

آنهمه نعمت بود در انتظار                      او برای اندکی کرده فرار

بود غافل لیک غافل تر از آن                   غافل از لطف خدای مهربان

جنت و رضوان و نعمتهای آن                   جملگی در انتظار مردمان

این جمال و ثروت و دست و زبان             هر یک ابزاری است بهر امتحان

گر گرفتی نعمت و کردی فرار                 زیر پا بگذاشتی عهد و قرار

لذتی کوتاه را دریافتی                           لیک خیر جاودان را باختی   

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٦ - اذان

زرگر

بود در ذهنم سئوالی سالها              در فضای ذهن من می زد بالها

کرده مشغولم زمانهای مدید              فهم این قول خداوند مجید

گر که تقوا بین مردم شد عیان           باب رحمت باز گردد سویشان

هر چه تقوا نعمتت افزون کند             معصیت آن را ز کف بیرون کند

این معما ذهن من را کرد سِیر           چیست ربط پاکی و درهای خیر؟

بارش باران و رویش در زمین             ربط کی دارند با تقوا و دین؟

از چه تا انسان گنه را دور کرد           این زمین هم جنس خود را جور کرد

از کجا فهمند زمین و آسمان             ما بیفزودیم بر تقوایمان

بود تا فرزانه ای را یافتنم                   حل این مشکل ز او من خواستم

گفت بهترآنکه با ذکر مثال                 بازگویم با تو راز این مقال

زرگری مشغول کار خویش بود            حلقه و انگشترش در پیش بود

سارقی غافل بدان جا پا نهاد              چشم او بر حلقه زیبا فتاد

دید زرگر را چو غرق کار خویش           گفت اکنون میروم اکنون به پیش

تا بگیرد حلقه در جیبم قرار                 میکنم از در به ناگه من فرار

لیک تا گردید سوی در روان                حلقه را در جیب خود کرد نهان

ناگهان در را به رویش بسته دید          قفل بودی هر چه آن را می کشید

گفت اکنون چون خطر بسیار شد        می گذارم حلقه را در جای خود

چون نهادی حلقه را آن بد گهر            شد روانه سوی در بار دگر

تا که او آهنگ رفتن کرد ساز              با تعجب دید در گردیده باز

گفت با خود ،چون که  دید این صحنه را *به که برگرده برگیرم حلقه را

باز با حلقه چو آمد پشت در               دید عین آن حقیقت سر به سر

چند نوبت  بسته شد در، باز شد        در تعجب سارق از این راز شد

رو به زرگر کرد و با وی گفت او           من نخواهم حلقه ات لیکن بگو

حلقه چون پی برد بر افکار من؟           از چه شد در، منطبق با کار من؟

گفت ای غافل ندانستی مگر ؟            هست ناظر بر تو در یک نفر

من که بر کارت نظاره میکنم               درب را من باز و بسته میکنم

از همین جا می فشارم دگمه را          می کنم  من باز ، درب بسته را

چون که فهمیدی مثل را ، گوش کن     در طریق کسب تقوا کوش کن

جمله درهای زمین و آسمان               هست در دست خدای مهربان

آن که بر ما حکم ایمان میدهد             خود به ابر و باد فرمان میدهد

ان که میگوید ره طغیان مجوی             خود به سبزیجات میگوید بروی

آن که میگوید تو از حق رو متاب           خود به خورشید و فلک گوید بتاب

بنده ای چون قصد تقوا می کند            باب رحمت را بر او وا می کند

                                     

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٦ - اذان

سيمای متواضعان

متواضع کسی است که :

1- هنگام حضور در مجلسی ، جای خاصی برای خود نخواهد . 1

2- هر کس را می بیند و زمینه را فراهم می داند ، سلام کند. 2 (زود تراز او سلام کند)

3- جدل بیهوده و بگومگو را پایان دهد.3 

4- در پی تمجید و تحسین دیگران نباشد .4

5- دارای انصاف باشد. 5 (حساب خود را از دیگران جدا نداند)

6- در برابر حق تسلیم و حق پذیر باشد.6(هر چند سخن حق را از یک کودک بشنود)

7- اعتدال در ظاهر(لباس و مرکب)را رعایت کند.7

8- امور شخصی اش را خود انجام دهد.8(و از دستور دادن به دیگران بپرهیزد.)

پیامد های تواضع:

1 - تواضع از برترین عبادت هاست.9

2- تواضع موجب سلامتی است.10

3- تواضع زینت شرافتمندان است.11

4- خدا به متواضعان حکمت عنایت می فرماید.

5- تواضع انسان را هم نزد خدا وهم نزد بندگانش عزیز می دارد.

6-سه چیز سبب جلب محبت است:دینداری، فروتنی، گشاده دستی.

1) کنز العمال حدیث 5724- 2) کنز العمال حدیث 8506- 3) بحارالانوارج 75ص118- 4)الکافی ج 2 ص 101- 5) بحارالانوار ج 78 ص 299- 6) مصباح الشریعه ص 6 باب 7 - 7) منتهی الامال ج 1 حالات پیامبر- 8) بحار الانوار ج 75 ص 119- 9) بحارالانوار ج 72 ص 120 - 10) مستدرک ج 11 ص 289- 11) بحارالانوار ج78 ص 312-

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦ - اذان

خوشا به حال چه کسی ؟

خوشا به حال کسی که اخلاقش را نیکو کند ۱ 

سنگین ترین چیزی که در ترازوی اعمال قرار می گیرد حسن خلق است۲

اجر کسی که دارای حسن خلق است مانند کسی است که شبها نماز گزارده و روزها روزه بوده است۳ 

کامل ترین مومن کسی است که دارای حسن خلق باشد ۴ 

بیشترین چیزی که مایه ی بهشتی شدن مردم است ، یکی تقوا و دیگری حسن خلق است۵

شادی مومن در چهره ی اوست و اندوهش در دل۶

اگر شوهری به همسرش بگوید دوستت دارم هرگز از دل او بیرون نمی رود ۷

حسن خلق روزی را زیاد می کند۸

حسن خلق عمر را طولانی میکند۹

حسن خلق انسان را محبوب خدا و خلق قرار می دهد ۱۰

حسن خلق دوستی ها را تثبیت می کند۱۱

حسن خلق گناهان را آب میکند همچنان که آفتاب یخ را۱۲ 

دوستان

ببینید اساس و شالوده دین و زندگی اخلاق خوش است و مسلمان وقتی مسلمان است که این اصل اصیل را رعایت کند اصلا اگر ما الان مسلمانیم بخاطر اخلاق نیکوی پیامبر بزرگوار اسلام است اگر میخواست دین ما دین خشونت باشد وزور الان هیچ مسلمانی قطعا وجود نداشت پیامبر میفرماید من مبعوث شدم برای اتمام و اکمال مکارم اخلاق، الان بیشتر اختلافات خانوادگی ،اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و....ریشه در بی اخلاقی و بد اخلاقی افراد دارد اگر الان آمار طلاق متاسفانه نزدیک آمار ازدواج است اگر الان قتل و جرح های بسیاری وجود دارد اگر الان سیاست مداران دنیا با زور و خود رأیی نظر میدهند اگر الان جوانان ما بجای اینکه با وجود آمران به معروف و ناهین عن المنکر به دین روی بیاورند از دین زده میشوند همه و همه از اخلاق بد جامعه است شما رو به خدا سعی کنید لا اقل با اخلاق باشید

۱

-(بحار الانوار ج78ص133) ۲- (الکافی ج2ص99) ۳- (الکافی ج2ص100) ۴-(وسائل الشیعه ج12ص148) ۵- ( مستدرک ج8 ص441) ۶- (بحار ج64ص35) ۷- ۸- (تحف العقول ص373) ۱۰ - (ارشاد القلوب ج1ص133) ۱۱- (وسائل الشیعه ج12ص149) ۱۲- (بحار ج68ص359)
( الکافی ج5 ص 569)

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - اذان

تنظيم فکر

از حكيمي حكمتي آموختم

زان گهر سرمايه ها اندوختم

گويم آن حكمت به هر پير و جوان

چون زكات علم باشد نشر آن

دو جوان رفتند نزد آن حكيم

نام آنها بود دارا و سليم

خواستند از او كه گويد پندشان

نكته اي گويد ، دهد اندرزشان

ساعتي داد او به دست هر يكي

گفت آنگه با كمال زيركي

يك دقيقه در تمام روز و شب

هريك از ساعات مي ماند عقب

گفت با دارا مزن دستي به آن

غافل از اصلاح عيب آن بمان

تو سليم ، اين نقص را ترميم كن

ساعتت هر صبحگه تنظيم كن

صبر بنماييد تا سال دگر

تا كنم تكميل اين زيبا گهر

چون كه يك سالي گذشت از اين سخن

آمدند آن دو سوي استاد فن

گفت دارا وقت را دادم زدست

رشته برنامه ها از هم گسست

نظم و دقت را ز كار من ربود

صبح، ظهر و ظهر را شب مي نمود

ليك بودي بر خلاف من سليم

تا نگردد ساعت او هم سَقيم

چون كه در اصلاح آن همت گماشت

ساعت او هيچ تاخيري نداشت

تا حكيم اين گفته هاشان را شنيد

نوبت تكميل آن حكمت رسيد

گفت استاد خردمند حكيم

فكرما هم دوستان ، باشد چنين

گاه تنظيم است و حق بين و دقيق

مي شناسد باز شيشه از عقيق

گه شود محبوب و مغلوب هوي

حق و باطل را ببيند جا به جا

كن منظم فكر خود با اين پيام

سوره اي قرآن بخوان هر صبح و شام

تا كني با عقل كل فكرت قياس

حفظ گردي از خطا بر اين اساس

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - اذان

نماز صحيح ................................. نماز مقبول

يَا ابْنَ جُنْدَبٍ قال اللهُ جلَّ و عزّ في بَعضِ ما أوْحي: إنَّما أقْبَلُ الصَّلاةَ مِمَّنْ يَتَواضَعُ لِعَظَمَتي و يَكُفُّ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَواتِ مِنْ أجْلِي و يَقْطَعُ نَهارَهُ بِذِكْري وَ لا يَتَعَظَّمُ عَلي خَلْقي و يُطْعِمُ الْجائِعَ و يَكْسُو الْعارِيَ و يَرْحَمُ المُصابَ و يُؤْوِي الغَريبَ

 

انسان براي پيمودن راه تكامل و سعادت بايد رابطه خود را با خداي خودش تقويت كند بهترين راه تقويت رابطه با خدا نماز است .

البته مسأله عمل به تكاليف ديني و از جمله اقامه نماز به طور صحيح كه در رساله هاي عمليه مراجع عظام تقليد آمده و بايد تمام شرايط صحت نماز اعم از (( وضو ، لباس نماز گزار، مكان نماز گزار و...)) را كامل رعايت كنيم بحثي است  و رسيدن به مراتب عالي كمال بحثي ديگر.     مرتبه اي از نماز كه همين نماز ظاهري و معمولي است ، تنها موجب اسقاط تكليف مي شود يعني انسان با آن از عذاب الهي نجات مي يابد اما بدين معنا نيست كه لزوما موجب كمال وي و نزديكي اش به خداوند گردد . رسيدن به قرب الهي از طريق نماز گزاردن ، مستلزم رعايت نكاتي خاص است كه با صرف عمل به تكليف ، آن هم از روي عدم توجه به مفاهيم بلند آن محقق نمي گردد.

امام صادق(ع) در بخشي از سخنان خود با بيان حديث قدسي ، برخي از شرايط قبولي نماز را براي يكي از يارانشان به نام ابن جندب ياد آور مي شوند . ما هم در كنار چشمه سار بيانات حضرت مي نشينيم و با جرعه اي از اين زلال معرفت دلهايمان را صفا مي دهيم .

 شرط اول قبولي نماز: نماز گزار در هنگام نماز عظمت خدا را به ياد آورد . انسان هر چه بيشتر به عظمت خدا پي ببرد خاضع تر و خاشع تر در برابر ذات اقدس الهي كرنش مي كند و به نا چيزي و كوچكي خود پي مي ببرد. براي درك بهتر عظمت خدا، بايد توجه داشت كه ما هرگز نمي توانيم به كنه عظمت خداي بزرگ پي ببريم و از عقل و درك ما خارج است اما اگر بخواهيم به گوشه اي از عظمت خدا پي ببريم لازم است پي به عظمت مخلوق خداوند ببريم تا قطره اي از عظمت خدا را درك كنيم.

آسمان اول كه همين آسمان ظاهري است طبق  اكتشافات دانشمندان داراي ميلياردها كهكشان مي باشد يكي از اين كهكشانها كهكشان راه شيري است در اين كهكشان راه شيري ميليونها منظومه و خورشيد وجود دارد يكي از اين ميليونها منظومه ،منظومه شمسي است هنوز انسان نتوانسته از اين منظومه خارج شود حالا اين آسمان اول با تمام بزرگي و عظمتش به بيان پيامبر اكرم (ص) در برابر آسمان دوم همانند حلقه اي كوچك است در بياباني گسترده و وسيع ، آسمان دوم در برابر آسمان سوم تا به آسمان هفتم برسد  و آسمان هفتم در برابر عرش خداوند همچون حلقه اي كوچك است در بيابان وسيع . حال خودتان را اگر با اين عظمت و بزرگي مخلوق خدا مقايسه كنيد به موجوديت خودتان مشكوك مي شويد . آيا ما هم وجود داريم؟ چون از ذره هم كمتريم حال اين موجود لا وجود در برابر ذات اقدس عبوديت حضرت حق جل وعلي واجب الوجود هستي بايد چگونه كرنش كند .

شرط دوم : به خاطر خدا از هوسهاي باطل و شهوتهاي دروني و گناه دست بردارد. (و يكف نفسه عن الشهوات من اجلي )بگويد: خدايا به خاطر اينكه تو را دوست دارم دنبال شهوت راني و گناه نمي روم همانطور كه انسان به خاطر دوستان خود از برخي خواسته هايش صرف نظر مي كند .

بين نماز خواندن و دنبال گناه و شهوت رفتن رابطه معكوس وجود دارد هر چه انسان بيشتر دنبال نماز برود از شهوت راني و گناه دورتر مي شود و هر چه شهوتراني و گناه بيشتر انجام دهد از نماز دورتر  مي شود .ممكن است براي شما خداي ناكرده پيش آمده باشد كه گاهي به واسطه انجام گناهي توفيق خواندن نماز به بهانه هاي مختلف از شما سلب مي شود مثلا نماز صبح را خواب مي مانيد . اگر انسان بخواهد بداند چرا آنطوركه بايد و شايد نمي تواند در نماز با خدا انس بگيرد بايد ببيند چقدر به شهوات نامشروع و افكار باطل دل بسته است.

شرط سوم : روز خود را با خداوند سپري كند . كساني هستند كه هميشه به ياد خدا هستند و هيچ وقت از ياد خداوند غافل نمي شوند (رجال لا تلهيهم تجارة و لابيع عن ذكر الله ) نور(24)37  ‌پاك مرداني كه هيچ كسب و تجارت آنان را از ياد خدا غافل نگرداند . كساني كه روز خود را با ياد خدا سپري مي كنند همه اعمالشان عبادت مي شود . مثلا كسي كه آب مي خورد بگويد آب مي خورم تا نيرو بگيرم و با اين نيرو انجام فرامين خداوند را در پي گيرم ويا اگر تجارت مي كند بگويد چون خداوند تهيه رزق و روزي را براي خانواده واجب كرده براي اجراي فرمان خداوند تجارت مي كنم . لذا حتي راه رفتن وي نيز مي شود عبادت و به ياد خدا بودن پس چنين مي شود روز خود را با خدا سپري كرد .

شرايط ديگر : انسان همانطور كه در برابر خداوند متعال متواضع بايد باشد بايد در برابر بندگان خداوند هم بزرگي و فخر نفروشد و به آنها خدمت كند مثلا اگر گرسنه اي را ديد و توان سير كردن وي را داشت او را سير نمايد . اين خود از مصاديق زكات است . زكات در اصطلاح قرآن فقط آن زكات واجبي كه به اموالي خاص تعلق مي گيرد نيست ، بلكه مفهوم زكات در قرآن انفاق در راه خداست پس در اسلام دو نوع زكات داريم  واجب ، مستحب

واجب به آن زكاتي گفته مي شود كه به اموالي خاص تعلق ميگيرد مانند گندم و جو ،گاو ، گوسفند و... اما زكات مستحب : شامل صدقات ،انفاق و مواردي نظير آن مي شود .

زكات و نماز هيچ گاه از هم جدا نمي شود . نماز كه هست زكات هم بايد باشد . قران از زبان حضرت عيسي مي فرمايد :( و أوصاني بالصلاة و الزكوة ما دمت حيا )

شرط ديگر : اگر برهنه اي را ديد او را بپوشاند (يَكْسُو الْعارِيَ ) ‌‌‌‌در اينجا منظور كسي نيست كه حتما لباس به تن ندارد حتي به كسي برهنه اطلاق مي شود كه كه لباس مناسب ندارد مثلا لباس گرمي براي زمستانش ندارد و يا لباسي بسيار كهنه و مندرس دارد .

ونيز از شروط اين است كه اگر براي كسي مصيبتي رخ داد به او كمك كنيم و اگر كسي سر پناهي نداشت تا آنجا كه برايمان مقدور است براي وي مسكن تهيه كنيم (و يَرْحَمُ المُصابَ و يُؤْوِي الغَريبَ )        

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - اذان